چند جمله ای رو به پاس تمام شدن کتاب ultralearning در ادامه می آورم. لحظات خوبی با این کتاب داشتم.  و دیدگاهم را در مورد انواع و اقسام یادگیری هایم، چه در بستر دانشگاه و چه خارج از آن تغییر داد. با اینکه فکر میکردم مرکز کنترل ام درونی است اما وقتی بیشتر به گفت و گوهای درونی خودم با خودم در مسایل مختلف از جمله کارها و درس ها و مسائل مربوط به آن ها گوش دادم، دیدم که اتفاقا جبری صحبت میکنم و سهم انتخاب های خودم را کمرنگ میکنم در این گفت و گو ها و این قضیه باعث میشود که فشاری را تحمل کنم که از آن آگاه نیستم اما خسته ام میکند. این کتاب این دیدگاه را در من زنده کرد که یادگیری هر چیزی را مثل یک پروژه در نظر بگیر. یک پروژه ای که اولا قرار است به دردت بخورد و واقعا دردی را دوا کند و ثانیا نقش "خودت" و "انتخاب خودت" و نظم شخصی و درونی خودت در آن خیلی پررنگ باشد. البته تکنیک ها و صحبت هایی در مورد تثبیت مطالب در حافظه و بازه های مناسب برای مرور و غیره هم در آن بیان میشود اما آنچه که از این کتاب با من خواهند ماند، همین مفهومی است که گفتم. برای اینکه جزئیات را بهتر بفهمم البته احتمالا یک بار دیگر بخوانمش. چون در اواسط خواندن این کتاب بود که فهمیدم تند تند خواندن و رد شدن دردی را دوا نمیکند و یادگیری هر چقدر کند تر اتفاق بیوفتد، مطالب فرصت بیشتری برای رسوب کردن در ذهن دارند و نوشتن، حتی اگر یادداشت هایمان را بعد از آن دور بیاندازیم تفاوت بزرگی در درک یک مطلب دارد. احتمالا سرعت کتاب خواندنم بعد از این خیلی خیلی کم شود و حالم گرفته شود اما خب فایده اش احتمالا بیشتر خواهد بود.

 

  • when we are engaging in a behavior, out typical reaction is to try to suppress distracting thoughts. If instead you learn to let it arise, note it and release it or let it go, this can diminish the bhavior you`re trying to avoid. If it ver feels as though continuing working is pointless because you`re distracted by a negative emotion that you can`t possibly work, remember that the long-term strengthening of your ability to persist on this task will b useful, so th time is not wasted even if you don`t accomplish much in this particular learning session.
  • How many of us lack the confidnce to ask "dumb" questions? Feynman knew he was smart and had no problem asking them.
  • Thuogh Van Gogh is bst known for his original pieces, he also spent a lot of time copying drawings and paintings h likes by other artists. copying [...] gives you a starting point for making decisions.
  • It is when one learns to do somethimg that nobody else can do that, learning becomes truly valuable.
  • It is a profound error to claim that learning is about replacing ignorance with understanding. Knowledge expands, but so does ignorance, as with a greater understanding of a subject also comes a greater appreciation for all the questions that remain unanswered.
  • A hungry personcan eat only so much food. A lonely person can have only so much companionship. Curosity doesn`t work this  way. The more one learns, the greatr the craving to learn more.